واکسن 2ماهگی
91/8/29صبح ساعت 7بیدار شدیم من وبابایی حاضر شدیم گل پسرم حاضر کردیم تاراه بی افتیم فقط قبل رفتن بهت قطره استامینوفن دادم بعد رفتیم الهی فدات شم مامانی موقع واکسن زدن بابایی گرفتت من اصلا نمیتونستم نگهت دارم خیلی گریه کردی قبل رفتن اصلا از خواب بیدار نمیشدی ولی بعدشم نخوابیدی تا میخواستی بخوابی پاهاتو تکون میدادی وچون پاهاتم درد میکردن زودی از خواب بیدار میشدی وجیغ میکشیدی تا شب نخوابیدی شب به زور با بابایی خوابوندیمت خیلی استرس داشتم که خدایی نکرده تب بکنی قربونت بشم مامانی البته یه بارم تب کردی که اونم زودی با بابایی پایینش آوردیم خداروشکر صد هزار مرتبه شکر که اتفاقی نیفتاد. قبل از واکسن: بعد ...
نویسنده :
مامان مهسا
19:51




